أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
462
قانون ( فارسى )
3 - دارويى را به كار انداز كه خشكانندهء دهانهء رگ باشد . 4 - كارى كن كه در رگ گسسته جوشكارى به عمل آيد . 5 - كارى كن كه گوشت پيرامون رگ بر آن فشار بياورد و رگ را زير فشار چنان قرار دهد كه به كلى برهم آيد و گدارى براى جريان خون به خارج نماند . بايد اين را بدانى كه اگر همراه زخمى كه سبب خونريزى شده است ورم هم بود ، اكثرا روشهاى مذكور براى بند آوردن خون مشكل به كار برده مىشوند . در حالتى كه ورم هست بستن وسيلهء نخ ، داخل كردن فتيله در دهانهء رگ و باندپيچى كردن تند و فشارى ممكن نيست . بايد در اين حالت از داروهاى چسبان و پوشنده ، داروهاى گيرنده ، وسايل كرخىآور و مخدر و منعقد كردن خون استفاده شود . اگر علاج خونريزى وسيلهء بستن رگ ، يا شق كردن جايى صورت گرفت و يا داروى گذاشتنى سبب درد و آزار شديد شود ، بسيار بد است . حالت نشستن و دراز كشيدن و ايستادن و غيره در بيمار اگر سبب احساس درد شود بسيار بد است . بايد طورى قرار گيرد كه دردى را احساس نكند . نكتهء ديگرى هست كه بايد مراعات شود . بايد جهتى كه خون از آن مىآيد هميشه رو به بالا قرار گيرد ؛ نكند جاى خونريزى فروهشته و آويزان باشد ، كه خون برجهيدن و بيرون دادنش آسانتر شود . و اگر ناگزير بودى كه جاى خونريزى فروهلد ، يا بايد آويزان باشد ، برحسب تشخيص و مصلحت ديد خود كدام را بهتر دانستى عمل كن ! اكنون وقت آن رسيده است كه احتمالات و راهها و جهتهاى نامبرده را يكىيكى شرح و توضيح دهيم : قبل از هر چيز تشخيص صحيح لازم است . كه بدانى خونريزى از شريان است يا از وريد ؟ اگر از شريان است بايد بيشتر بدان اهميت دهى . وقتى اين را دانستى ، گوش كن ! اگر خونريزى را از مجراى اصلى به مجراى خلاف و برعكس برگرداندى ، بايد اندامى را كه مىخواهى خونريزى از آن انتقال يابد بايد با شدت دردآورى ماساژ دهى و ببندى . يا وسيلهء حجامت گذاشتن خون را به سوى اندام مورد نظر جذب كنى . اندامى كه مىخواهى مجرا را بدان انتقال دهى ، بايد اندامى باشد كه با اندام مبتلا به خونريزى در اداى وظايف شريك بوده و در جايى قرار گرفته باشد كه درست و مستقيم در همان خط طرف اندام خونريز قرار دارد . اين همسايگى و همطرفى در طول باشد يا در پهنا فرقى نمىكند . در اندام عكس اندام مبتلا به نزيف خون بايد مجرايى را كه براى تغيير دادن خون بدان در نظر مىگيرى به دقت بررسى كنى . پهناى آن يا طول آن كدام به اندام مبتلا به نزيف دور تر است آن را برگزين ! مثلا اگر نزيف در طرفى از سر است ، خون را بايد به طرف ديگر سر انتقال دهى و يا اگر نزيف در دست واقع شده است بايد به طرف ديگر همان دست منتقل گردد . مسافت هرچند نسبت به سر يا اندام دور است ، اما نسبت به حالتى كه مناسب اين تغيير گدار خونريزى باشد نزديكتر از آن است كه نتيجهء ايجابى بدهد . اينجا بايد شرح ما را در اين باره كه در كتاب